من ...
ما بدین درنه پی حشمت وجاه آمده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم (حافظ)

ساجده جبارپور ماسوله

از شهر باران ، رشت


متولد سال 69 -4 دی

کارشناس حقوق قضا
دارنده سرو بلورین هفتمین جشنواره بین المللی شعر فجر
خـزانـه
دوستان
» پروفایل من
» یک نیمه از "من"در اینجاست
» پانته آ صفایی
» کبری موسوی قهفرخی
» حسن پاکزاد
» رضا نیکوکار
» آرش پورعلیزاده
» ناصر حامدی
» *محدثه**
» فاطمه صداقتی عزیز
» زهرا شعبانی عزیز
» لیلا عبدی
» الهه همتی
» حاتمه سیدزاده
» سهراب سیرت
» امیر توانا
» امیر خان پرور
» اصغرعظیمی مهر
» فواد میرشاه ولد
» رویا باقری
» نرگس شمس
» نیما فرقه
» سهیلا طاووسی
» محمد قادری
» یاس رسول پور
» محمدحسین ملکیان
» مهدی فرجی
» علی حبیب نژاد
» شاعری آرام
» هانی ملک زاده
» نسرین مرادیان
» سهیل شفیعی
» رضا منزوی
» ناهید هاشمی
» محدثه میرجعفری
» علی اصغر شیری
» ساهره سکوتی
» فاطمه شهدی
» نسیم فیضی
» فاطمه قسمتی
» زهرا کاظمی
» آرش مکوندی
» مهناز فرهودی
» غلامرضا احمدی
» جواد منفرد
» شهاب احمدپور
» محسن رضایی
» محمدرضا میرزازاده
» زهره چورلی
» سیدعلی شفیعی
» مرضیه فرمانی
» آرش واقع طلب
» اکرم حیدری
» بهناز جعفری
» سید ابولفضل صمدی
» جواد چراغی
» الهه ملک محمدی
» ثانیه شیوافر
» سوفی صابری
» حامدعباسیان
» مریم خجسته
» بهرام مژدهی
» سیدمهدی حبیبی
» حسام بهمن
» علیرضا بدیع
» سلیم غلامی
» پونه نیکوی
» کاظم وکیلی
» مریم فرجی
» مهرداد بابایی
» بصیر
» رویا شریفی(هرات)
» میلاد حسین زاده
» دانیال نیک فر
» نرگس کاظمی زاده
» شیوا فرازمند
» رضا هدایت خواه
» اشکان صمصام
» امیر نظام دوست
» سجادحقیقت شناس
» سیما نوذری
» حسین جنتی
» حامد تجری
» مجتبی رافعی
» احمدشوشی
» نفس
» حامد ابراهیم پور
» بهار ایمانی راد
» مجتبی حاذق
» معصومه تیما
» محمد بهرامی اصل
» پرنده
» مجید انوشیروانی
» عاطفه یاسمن
» علی اکبر یاغی تبار
» کودک نفهم
» مرجون
» پیمان طالبی
» صفیه بیات
» مینی بوس
» مرتضی عابدپورلنگرودی
» من تو خدا میشویم یک نفر
» مجید لواف
» سابیرهاکا
» مهتاب خاتون
» بهمن صباغ زاده
» نادر فیروزی
» علی شوش
» میلاد روشن
» رضا اسم خانی
» بهناز جعفری
» محسن کاویانی
» سیدمهدی موسوی
» حمیدرضا کامرانی
» حسن معصومی
» نازنین
» مریم انصاری فر
» وبلاگ حقوقی
» وبلاگ حقوقی2
» روح الله احمدی
» مهران داوودی
» پری سا امامی
» پس کوچه های تفکر(حقوق)
» رضا همتی
» مهدی آخرتی
» یونس گرایی
» محمدزارعی
» محسن طاهری
» اسماعیل بسحاق
» دنیا هیچ فرقی نکرده است
» سینا جهانی
» غریبه ای درغزل
» قاسم قاسمی
» مصدق آقاجانلو
» ترنم بهاری
» سیدحمیدرضا برقعی
» محمدحسین انصاری نژاد
» علیرضا رجبعلی زاده کاشانی
» سمیه برنجکار
» محمد سهرابی
» حسین اصدق پور
» مهتاب یغما
» عالیه مهرابی
» ترجمه ی آهنگ ها
» صالح دروند
» غلامرضا بکتاش
» محمد جعفر عزیزی
» محمد ماهر
» علی داوودی
» امیر تیموری
» ترانه های نوید جمالی
» محمد شکری فرد
» علیرضا الیاسی
» صدیقه حسینی
» علیرضا جعفری
» محسن رضوانی
» آقا امین
» چیزی شبیه زندگی دارم
» اصغر معاذی
» حسن روشان
» باران تاب
» بهنام صداقت
» علی سیار
» مینای مهتاب
» آدخت
» غلامرضا نصراللهی
» یوسف خورشیدی
» ادیب عشق
» شعر دوستت دارم
» هدی سادات میرزایی
» الهه صادقی
» مژگان میر افضل
» مسعود والیزاده
بازدید
دست پر آمدم
سلام

بعد مدت ها دست پر آمده ام و دو اتفاق قشنگ برایم افتاده که ملزومم کرد بیایم و بنویسم

اولین اتفاق خبر چاپ کتابم "حرف بی ربط " بود به همت نشر نیماژ عزیز  که اواخر سال 93 منتشر شد و البته از ابتدای امسال پخش شده است و آن را میتوانید از پخش ققنوس بخواهید همچنین برای سفارش اینترنتی کتاب به اینجا مراجعه کنید

در همین راستا تشکر میکنم از تمامی کسانی که در مراحل مختلف سرایش، انتخاب اشعار ، ویرایش، ویراستاری، انتخاب اسم و انتخاب عکس برای جلد کمکم کردندبرادرم علی جبارپور دوست جانم مریم پیله ور جناب آقای آرش فرزام صفت و همسرشان بنفشه فتاح مهربانم، آقای امید مهدی نژاد، آقای شهاب احمدپور و آقای پورشعبان، محمدحسین ملکیان و در آخر آقای مهدی اشرفی در نشر نیماژ که پیگیر بودند و عکس جلد مجموعه انتخاب ایشان است.

 

حرف بی ربط

....

 

و خبر دوم اینکه نیمه گمشده مهربان به من اضافه شد و به عبارت دیگر ساجده وسعید خانواده کوچکی شدند برای رسیدن به اهدافی بزرگ

به همین مناسبت حضوری دونفره داشتیم در شبکه تهران برنامه جناب رفیع خانواده کوچولویمان را عیان کردیم

القصه برای ما و خوشبختیمان حسابی دعا کنید

در انتها شعری از کتابم حرف بی ربط تقدیم حضور می گردد :)

 

مثل برخورد نگاهم با نگاهی مهربان

حرف هایی که نمی آید کنارش بر زبان

 

مثل بوی تند نارنج است در بازار رشت

رقص پای دختری با تق و تق مسگران

 

عشق هرجایی‌ست، هر جایی دچارم می‌کند

دل به هر جا می‌برم از عشق می‌گیرد نشان

 

دختری آوازه خوانم بین نوروز مزار*

یا زنی دیوانه‌ام در کوچه‌های اصفهان

 

بی قرارم مثل ماهی قرمزِ تنگِ بلور

جز سکوت آبی‌ام حرفی ندارم بر زبان

 

عاقبت رودی مرا با خود به دریا می‌برد

باز با قلّاب ماهی‌گیری‌ات «من» را بخوان!

ساجده جبارپور

عیدتان مبارک

 

کجاست پیرهن آبی ات که مثل قدیم

                                 میان فاصله دکمه هاش پر بزنم؟!

تو نیستی و در این فصل سرد ناچارم

                                 برای گرم شدن بر تنم تبر بزنم!

 

پ.ن: اومده خونه میگه به خاطر تو پیرهن آبی مو پوشیدم دیگه چی میخوای؟ :)

خوبه یکی باشه براش شعر بگی به درخواست توی شعرت عمل کنه!

بقولی فلذا شکر!

ای بشکند...
چندی ست که چشمم به نگاه تو دخیل است

آوازه ی من موجب رسوایی ایل است 

 

 ای قامت تو سرو تر از حد تماشا

توصیف من از قامت تو بحر طویل است

 

کوچکتر از آنم که نگاهی کنم اما

زل میزنم و آهی و ...خرما به نخیل است

 

در کاسه دریوزگی ام بوسه بیانداز

ای بشکند آن دست که در عشق بخیل است

 

چون باد به هر بادیه گم کرده ی راهم

چشمان تو انگار که مصباح سبیل است

 

بعد از تو چه عشقی و چه شعری و چه شوری

دردی ست دراین سینه که بسیار ثقیل است

 

با عشق بمیران و دراین داغ نسوزان

در سینه ی تو آتش اعجاز خلیل است...

ساجده جبارپور

 پ.ن: یه دوره ای هم بود وقتی یه مدت غیبت می زد همه میفهمیدن نیستی زنگ میزدن میپرسیدن که کجایی چطوری اما حیفاون دوره هم تموم شد دوره ای که اگه کامنتارو تایید نمیکردی چندنفر جویای حالت میشدن الان اگه یک ماه سه ماه یکسال هم نباشی هیچ اتفاقی نمی افته چون بقیه هم نیستن هیچکس نیست و ما همه توی دنیای خالی از آدم خودمون داریم قدم میزنیم! ما باخودمون تنها موندیم!

 پ.ن: و امسال در یک سکوت بزرگ ۲۴ساله شدم رفتم باخودم قدم زدم توی خیابونی که اول وآخرش معلوم نبود دست به جیب بردم وچیزی که دوست نداشتم رو  خریدم به خودم هدیه دادم اما این وسط وبلاگ دوست جانم شادم کرد اینکه هنوز هست و یادشه مرسی مریمای پیله ور :-*  با گوشی که به روز کنی هیچ لینک هم نمیشه داد ولی ازین گوشه چشمم که نوشتم یک تکه  از من دراینجاست مریمارو بخونید .

** آدم ها در سکوت میمیرند. خواستم تعطیلش کنم ولی خب گفتم همان چهارتا نظر هم بد نبود مثل پیرزنی که در اتاق ساکتش گوش بزنگ درب باشد و روزی دلش حتی برای زنگ بچه های شیطان و فرارشان تنگ شود زود دلم تنگ شد حتی برای آنها که فحش میدهند و تهمت میزنند 

ایضا مارا دعا بفرمایید دراین روزهای حضیض!

**وسط بهمن نوشت:این اتاق عطر نفس عای تورا کم داشت . اینکه هستی و می وزی و میخندی بزرگترین نعمت خداست شکر عزیزجان شکر!

سلام
 

 

دیگر کسی آنچنان به وبلاگ ها سر نمیزند همه متروکه خالی از سکته مثل شهرهای جنگ زده...

باید گفت ما زیاد باهمیم. با گروه های اجتماعی همه از صبح تا شبمان مشخص است البته خوبی هایی هم دارد مثلا زود میفهمی فلانی چرا نیست و دیگر مثل قدیم شاعر بیچاره ده روز پس از مرگش کشف نمیشود حال بگذریم از آفاتش...

این چند وقته زیاد نوشته ام آنقدر که نمی دانم بااین شعرهای ویرایش نشده و تلمبار چه باید کرد خوب است بیکارم وگرنه چه میخواستم بگویم.


آه کرمان کرمان چقدر خوب بودی جای دوست جانمان چقدر خالی بود! از داستان های توی قطار و نماز صبح به افق بافق تا شب نشینی ها و بازار گردی با استاد عبدالملکیان! و چقدر خوب بود لحن گرم صدایشان، مهربانی ذاتی و فالوده ای که در گرمای ریخته در بازار  کرمان مهمانمان کردند. دلم دف های چایخانه ی وکیل را میخواهد دلم شعرخوانی در حیاط می خواهد و آتشکده ای را که معجزه کرد. ممنونم ای لباس های سپید ای کوچه های خاکی و ای موبد ارجمند و ای درخت مورد... من چقدر سجاده ی صورتی ام را دوست دارم و نور و روشنی و آب را. اما چطور باید از بچه های فقیر میدان شهدا بنویسم؟ از عطر دل انگیز نان برای من وغم انگیز برای آنها...

وشعر:

دو غریبه کنار یکدیگر، شاید این خانواده‌ام باشد

گریه در تخت، بوسه بر دیوار، فعلی از حالِ ساده‌ام باشد

 

چمدان همیشه بسته‌ی من حرف‌های نگفته‌ای دارد

با دلی پُر کنارم آماده‌ست تا شبی یار جاده‌ام باشد

 

لابد این انتهای خوشبختی‌ست، طعم لبخند با نفهمیدن

مِلک یک مرد باشم و یک عمر کودک درد زاده‌ام باشد

 

ته خانه صدام کور شود، شام با گریه‌هام شور شود

لا به لای زباله ها -نه شب- دل بی استفاده ام باشد

 

چمدان بستم از خودم بروم، چمدان بسته‌ام ولی انگار...

چمدان روی تخت... می‌مانم! باید این خانواده‌ام باشد

 

ساجده جبارپور

 

 

هرروز از خود می زنم بیرون

کفشم به منزل باز می گردد

        دل را به دریا می زنم اما
                     نعشم به ساحل باز می گردد

                                                                 خرداد 93

 

+ بهتر که نام زندگی را جنگ بگذارم

[Mail] [Facebook]